خرید بک لینک
دانلود آهنگ جدید,دانلود موزیک جدید,دانلود موزیک ویدیو,دانلود فیلم جدید افتتاح سایت زیبا موزیک سایت زیبا موزیک xadبا آدرس اینترنتی “zibamusic.ir” افتتاح شد . سعی ما در این سایت قرار دادن لینکxadدانلود ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 12:44

وصله ای ناجور شد که زندگانی زد به من
عشقبازی از همان اول نمی آمد به من

بس که در این کوچه ها چرخیده ام حس می کنم
تک تک دیوارهای شهر می خندد به من

عاشقی تیری ست سرگردان که روزی ناگهان
بی محابا می خورد شاید به تو شاید به من...

نوشته شده توسط مینو در 20:23 | لینک ثابت •

برچسب: وصله,ناجور,زندگانی, نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:56

دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶

وقتی از چیزی ناراحتید؛حرف بزنید!
با کنایه حرف نزنید،
پوزخند نزنید،
سرتونو از آدم برنگردونید
دوست داشتید داد و فریادم بکنید،
ولی سکوت نکنید..

نوشته شده توسط مینو در 20:23 | لینک ثابت •

برچسب: وقتی,چیزی,ناراحتید؛حرف,بزنید, نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:56

امشب مرا یاد كن
درهر "الغوث" كه میگویی
شاید به حق"یارب" گفتنت
"خلصنا"یت
برای من هم مستجاب شود ...

التماس دعا از همه بزرگواران...

نوشته شده توسط مینو در 20:24 | لینک ثابت •

برچسب: امشب, نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:56

دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد.لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد. گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است.وقتی به فرد نالایقی خدمت می کنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او ادامه مطلب

برچسب: گرگی,استخوانی,گلویش,کرده, نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:56

يک مردی در حال تمیز کردن اتومبیل جديدش بود كودک ۶ ساله اش تكهسنگی برداشت و بر روی بدنه اتومبيل خطوطی را انداخت While a man was polishing his new car, his 6 years old son picked up astone and scratched lines on the side of the car. مرد آنچنان عصبانی شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دستاو زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيهنموده In anger, the man took theادامه مطلب

برچسب: سنگی,برداشت,بدنه,اتومبيل,خطوطی,انداخت, نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:56

تو شبیه تکه ی ماهی ...


خنده ات را سوی اقلیم غزل ها می برم
تو شبیه تکه ی ماهی ،امید مادرم

آخر ِ آبان بهاری کن هوای شهر را
هی بگو من دلبرخوش خنده ی یک شاعرم

با نفس های خودت صد کوچه را پرعطرکن
یا بگومن قطره ی ناب گلاب قمصرم

با صدای خنده ات آهسته و شیوا بگو:
گرچه مغرورم ولی زیبای قرنم ،محشرم

در نگاه تو تغزل بود و مهر و عاطفه
خنده ات را سوی اقلیم غزل ها می برم

نوشته شده توسط مینو در 20:25 | لینک ثابت •

برچسب: شبیه,ماهی, نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:56

دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶

پیرشدن به سن نیست!!!
به این است که:
ورزش نکنی،کتاب نخوانی...
عاشق نشوی،هدیه ندهی...محبت نکنی..
محبت نگیری،مهمانی نروی
پیری به سن نیست
به کیفیت دل است!!!

نوشته شده توسط مینو در 20:26 | لینک ثابت •

برچسب: پیرشدن,نیست, نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:56

دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶

درست می گویند
هر عمل، عکس العملی دارد
مثلا...
تو می خندی و
من می میرم برای خنده هایت...

نوشته شده توسط مینو در 20:26 | لینک ثابت •

برچسب: درست,گویند, نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:56

جمعه سوم شهریور ۱۳۹۶ آموختم که هیچ دارویی ،نمیتواند همچون " اُمید "آدمی را ایستاده نگه دارد !آموختم که در همه حالو همه وقت باید عشق ورزیدحتی در زمان خستگی ، بیماری و یاس .آموختم که هیچ چراغی جز حال خوب ،امیدی روشن ، برای علاج دل بیچاره نیستو هیچ دستی نه آنقدر پایدار و محکمکه دلیل خوشبختی و آرامش باشد . . .!آموختم که هیچ دارویی ،نمیتواند همچون "اُمید"آدمی را زنده نگه داشته باشد !زندگی بیاورد ، عشقادامه مطلب

برچسب: آموختم,دارویی, نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:56

صفحه بندی