وصله ای ناجور شد که زندگانی زد به من
عشقبازی از همان اول نمی آمد به من
بس که در این کوچه ها چرخیده ام حس می کنم
تک تک دیوارهای شهر می خندد به من
عاشقی تیری ست سرگردان که روزی ناگهان
بی محابا می خورد شاید به تو شاید به من...
برچسب: وصله,ناجور,زندگانی,
نویسنده: پرنیا کمالی
تاريخ: شنبه
4 شهريور
1396 ساعت: 1:56